فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

89

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

فضايل و مناقب ايشان همچو كواكب بىشمار است ( 45 - پ ) به هفت خصيصه كه همچو كواكب سيّار « 1 » [ كه ] در افلاك معالى مدارند ، سمت اختصاص و امتياز يافته و آن خصايص جهت تذكير و تبصير ، نه براى تعريف و توصيف ، مذكور مىگردد : خصيصهء اوّل : حسن مطلع و بسط ديباچه ، چه بر متصفّح تواريخ سلف [ مخفى ] نخواهد بود كه هيچ تاريخ را همچنين مقدّمه و ديباچه نيست مبسوط كه [ همچو ] سلسلة الذّهب دانه‌هاى داستانهايش به يكديگر مربوط باشد و صنوف انتقالات در او واقع . تارة از محامد توحيد ذات به بيان صفات و تارة از جلايل نعوت بارگاه اصطفا به مناقب و خصايل [ خلفا ] بر وجهى كه مراتب و مدارج قدر ايشان مشعر ، و از مساعى و اجتهادات دينيّه‌شان مخبر باشد و تارة از خصايص اجداد صاحب تاريخ اجمال « 2 » و احوال ايشان ، به نشر محامد و مناقب و ذكر [ عظائم ] خصال او و در فحواى « 3 » آن فوايد جزيله اندراج يافته و از مطاويش منافع جليله انتشار پذيرفته باشد . چنانچه اگر ديباچه را كسى به كتابت افراد نمايد ، كتابى « 4 » مكمّل تواند بود . خصيصهء دوم : احتراز [ از ] ذكر امورى كه در شريعت غير مرضى و مشكور است ، مثل بسط در اوصاف خمور و مزامير و مبالغه در انهماك جماعتى كه احوال ايشان گزارش مىيابد در موجبات حدّ و تعزير ؛ چنانچه سطوح صحايف اكثر تواريخ مورّخان از خبث اين نوع حدث ملوّث است و تاريخ وصّاف را - و اللّه اعلم بالنيّات - ( 46 - ر ) از اين جهت كتاب خمريات مىتوان گفت وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ [ 33 / 53 ] ، در بعضى مواقع تاريخ تيمورى در اين معنى مبالغهء تمام رفته ، و العجب اين جماعت را بر مبالغه در تهييج نفوس بر محرّمات ؛ چه امر داعى شده ! اگر غرض اظهار بلاغت است ، مجال سخن از آن اوسع است كه خون را در مضايق ما يوجب سخط اللّه بايد انداخت و حوض كوثر كلام از آن فيّاض‌تر كه جهت تقدّم در صف ارباب بلاغت به شراب وضو بايد ساخت . خصيصهء سيوم « 5 » : آنكه اگر [ از ] صاحب تاريخ « 6 » در امور ملكدارى احيانا صورتى به ظهور آمده باشد كه موافق فتواى شريعت نبوده ، يا لشكر به ناحيه‌اى فرستاده باشد و

--> ( 1 ) . P : سياره ( 2 ) . P : احمال ( 3 ) . P : فحاوى ( 4 ) . F : كتاب ( 5 ) . K : سيم ( 6 ) . K : تاريخ + را